Result  
Correct:33+5 +165
New words:33+10 +330
Incorrect:11-2 -22
Not Answered:0-1 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total Score: +473
Incorrect answers
underpass   زیرگذر
A road or path that goes under something such as a busy road.
راه یا مسیری که از زیر چیزی، مثلا یک راه شلوغ تر عبور کند.
به ارامی/ به نرمی
evenly, fluidly, without a hitch, easily
The road was blocked for two hours after the accident.
جاده به مدت دو ساعت بعد از تصادف هم چنان مسدود بود.
پرجمعیت/ شلوغ
inhabited, crowded, filled
The river is populated mainly by smaller species of fish.
رودخانه به طور عمده توسط گونه های کوچکتر ماهی اشغال شده است.
سازوکار/ نظام
workmanship, structure, procedure
These automatic cameras have a special focusing mechanism.
این دوربین های اتوماتیک قابلیت متمرکز کردن خاصی دارد.
مستقر کردن/ در محلی بودن
situate, place, site
The palace was located in the middle of a forest.
کاخ در میان جنگلی قرار گرفته بود.
خوشبخت/ خوش شانس
golden, rosy, favored, hopeful
You're very fortunate to have found such a nice house.
شما بسیار خوش شانس هستید که چنین خانه ی زیبایی دارید.
پیش بینی کردن
prognosticate, foretell, prospect
The forecast said it was going to be hot and sunny tomorrow.
پیش بینی وضع هوا اظهار داشته که فردا هوا افتابی و گرم است.
آزمایش و امتحان کردن
experiment, skill, trial
I know from experience that Tony never keeps his promises.
بر طبق تجربیات می‌دانم که تونی هیچ وقت سر قولش نمی‌ماند.
دقیق/ درست
accurate, precise, stringent
The exact time of the accident was 2.43 p.m.
زمان دقیق تصادف 2.43 دقیقه بعدازظهر بوده است.
ویرانگر/ مخرب
devastating, ruinous, disastrous, catastrophic
I worry about the destructive effect that violent films may have on children.
من نگران اثرات مخربی که فیلم های خشن بر روی بچه ها می‌گذارد هستم.
آرام/ ساکن
unagitated, serene, tranquil, easygoing
He has a very calm manner.
او رفتار بسیار آرام و متینی دارد.
Correct answers
زنده ماندن/ جان سالم به در بردن
last, live, live on, go
These plants cannot survive in very cold conditions.
این گیاهان در این سرما زنده نمی‌مانند.
storm   طوفان
Our apple tree fell down in the storm.
درخت سیب ما در اثر توفان افتاد.
shock   شوک/ تکان/ضربه
I was in shock for about two weeks after the accident.
من تا حدود دو هفته بعد از حادثه شوکه بودم.
shake    تکان/ جنبش
"No, no, no," he said with a shake of his head.
او با تکان دادن سرش گفت نه نه نه
semicolon   نقطه ویرگول
When should you use a semicolon instead of a comma?
چه موقعی باید به جای ویرگول ازنقطه ویرگول استفاده کنبد؟
واقعیت/ حقیقت
world, actuality, truth
He seemed very young, but he was in reality older than all of us.
او به نظر جوان می‌رسید اما در واقعیت از همه ی ما بزرگتربود.
به لرزه دراوردن/ با صدا لرزیدن
clatter, shake, clink, jingle
The explosion rattled the cups on the table.
انفجار باعث لرزش فنجان های روی میز شد.
روال/ شیوه
process, operation, routine, subroutine
There are established procedures for dealing with emergencies.
روش هایی معینی برای رسیدگی به موارد اضطراری وجود دارد.
پیش بینی کردن
foretell, prognosticate, call, forebode
I cannot predict what will happen next year.
من نمی‌توانم پیش بنی کنم سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.
آرام
peaceable, calm, quiet
It was strange to see my usually pacific friend yell at the rude store cashier.
برایم عجیب بود که ببینم دوست آرامم آنگونه سر صندوق دار بی‌ادب مغازه فریاد بکشید.
overpass   پل هوایی/ روگذر
Overpass is a bridge that carries a road or railway over another road.
روگذر پلی است که جاده یا راه آهن را به جاده دیگری می‌رساند.
mantle   گوشته
Mantle is the part of the earth that surrounds the central core.
گوشته قسمتی از کره زمین است که توسط هسته ی مرکزی احاطه شده.
liquid   مایع
How much liquid do you think this bottle contains?
فکر می‌کنی این بطری گنجایش چه مقدار مایع را دارد؟
layer   لایه
There was a thin layer of oil on the surface of the water.
لایه ی نازکی از روغن بر روی آب بود.
instrument   وسیله/ ابزار/ ساز موسیقی
The family all play instruments - they're all very musical.
کل خانواده آلات موسیقی می‌نوازند, همگی افراد موسیقیایی هستند.
imagine   تصور کردن/ خیال کردن
Can you imagine how it feels to be blind?
می‌توانی تصور کنی که نابینا بودن چه حسی دارد؟
hit   خوردن به / زدن/ اصابت کردن به
They were going about 60 kilometres an hour when their car hit the tree.
آنها با سرعت 60 کلیومتر در ساعت در حال حرکت بودند که اتومبیلشان با درخت برخورد کرد.
خوشبختانه
fortuitously, luckily, propitiously
Fortunately, we got home before it started to rain.
خوشبختانه قبل از بارش باران به خانه رسیدیم.
flood   سیل
After the flood it took weeks for the water level to go down.
بعد از سیل هفته ها طول کشید تا سطح آب پایین رود.
float   شناور شدن/ روی آب ایستادن
In science we learned about density, and why oil floats on water.
در علوم در مورد چگالی و علت شناور شدن روغن بر روی آب آموختیم.
first aid   کمک های اولیه
Did you learn any first aid at school?
آیا در مدرسه کمک های اولیه را آموخته اید؟
emergency   اورژانس/ اضطراری
Is the emergency exit suitable for wheelchairs?
آیا خروج اضطراری برای عبور ویلچر مناسب است؟
electricity   برق/ نیروی برق
Many people are living in encampments around the city with no electricity or running water.
مردم زیادی در کمپ های خارج از شهر بدون برق و آب شهری زندگی می‌کنند.
earthquake   زلزله/ زمین لرزه
In 1906 an earthquake destroyed much of San Francisco.
در سال 1906 زمین لرزه بسیاری از مناطق سان فرانسیسکو را ویران کرد.
department   دپارتمان/ بخش
The sales department is/are having a Christmas party this week.
بخش فروش این هفته مهمانی کریسمس می‌گیرد.
dash   خط تیره
What is the difference between a hyphen and a dash?
تفاوت میان خط تیره بلند و کوتاه چیست؟
damage   اسیب/ صدمه
Smoking is likely to damage your health permanently.
سیگار کشیدن ممکن است به طور دائمی به سلامتی شما آسیب برساند.
crust   پوسته
The earth's crust is obvious in this picture.
پوسته زمین در این تصویر مشخص است.
core   مرکز/هسته
The earth's core is a hot, molten mix of iron and nickel.
هسته زمین ترکیبی مذاب و گرم از آهن و نیکل است.
مقایسه
equivalence, evaluation, collation
They made a comparison of different countries' eating habits.
آنها میان عادات غذایی کشورهای مختلف مقایسه ای انجام دادند.
colon   دو نقطه
What is the difference between a colon and a semicolon?
تفاوت بین دونقطه و نقطه ویرگول چیست؟
aid   کمک/ یاری
A woman in the street saw that he was in trouble and came to his aid.
یک زن در خیابان متوجه شد که او دچار مشکل شده است و به کمکش آمد.