Result  
Correct:40+5 +200
New words:0+10 +0
Incorrect:0-2 0
Not Answered:1-1 -1
 Saved Time (min.): 4+1 +4
Total Score: +203
Not Answered
table   میز
They sat around the dinner table, arguing about different things.
آن‌ها دور میز شام نشسته بودند و در مورد مسائل مختلفی بحث می‌کردند.
Correct answers
to sit-down   نشستن
I must sit down because my feet hurt a lot!
باید بنشینم چون پاهایم به شدت درد می‌کنند.
to stand-up   ایستادن
I've been standing up all day and I'm really tired.
کل روز ایستاده بودم و واقعا خسته هستم.
boy   پسر
As a young boy, I used to walk three kilometers to school every day.
وقتی که یک پسر جوان بودم، هر روز سه کیلومتر پیاده روی می‌کردم تا به مدرسه برسم.
girl   دختر
My little girl is five years old.
دختر کوچکم پنج سال دارد.
man   مرد
The man in the green jacket is the new teacher.
مردی که کت سبز بر تن دارد، معلم جدید است.
woman   زن
Shadi's nurse was really a nice woman.
پرستار شادی واقعا زن مهربانی بود.
teacher   معلم
My teacher has got such a nice personality, she’s very kind and patient.
معلمم شخصیت بسیار خوبی دارد، او بسیار مهربان و صبور است.
student   دانش آموز
Students are not allowed to bring mobile phones into the test.
دانش آموزان مجوز آوردن تلفن همراه به جلسه‌ی امتحان را ندارند.
library   کتابخانه
Ali spent the past few months doing research in the library.
علی چند ماه اخیر را به انجام تحقیقات در کتابخانه مشغول بود.
library card   کارت کتابخانه
You can use your library card to borrow books from the library.
شما می‌توانید از کارت کتابخانه‌ی خود برای امانت گرفتن کتاب‌ها استفاده کنید.
living room   اتاق نشیمن
That picture would go well on the wall in the living room.
آن عکس اگر روی دیوار اتاق نشیمن قرار بگیرد جلوه‌ی خوبی خواهد داشت.
stairs   راه پله
Her office is at the top of the stairs.
دفتر کار او بالای راه پله قرار دارد.
bedroom   اتاف خواب
The house has four bedrooms, so it's pretty big.
آن خانه چهار اتاق خواب دارد، بنابراین حتما خانه‌ی خیلی بزرگی است.
kitchen   اشپزخانه
The delicious smell of freshly-made coffee came from the kitchen.
بوی خوب قهوه‌ی تازه از آشپزخانه به مشام می‌رسید.
bathroom   حمام
The bathroom's on the right at the end of the passage.
حمام در انتهای راهرو در سمت راست قرار دارد.
garage   پارکینگ
Did you put the car in the garage?
آیا اتومبیل را داخل پارکینگ گذاشتی؟
apartment   آپارتمان
I'll give you the key to my apartment.
کلید آپارتمانم را به تو خواهم داد.
flat   آپارتمان
They have a house in Karaj and a flat in Tehran.
آن‌ها یک خانه در کرج و یک آپارتمان در تهران دارند.
villa   ویلا
They have a really big villa in Rasht.
آن‌ها یک ویلای واقعا بزرگ در رشت دارند.
tower   برج
From the top of the tower, the outlook over the city was breathtaking.
از بالای برج، دیدن نمای کل شهر بسیار مهیج بود.
bookcase   جاکتابی
There are so many books in the bookcase.
کتاب‌های زیادی در جاکتابی است.
blanket   پتو
She wrapped the baby in a blanket.
او بچه را در یک پتو پیچید.
clock   ساعت دیواری
We have an antique clock on our mantelpiece.
ما یک ساعت دیواری عتیقه تاقچه‌ی روی بخاریمان داریم.
computer   رایانه
Modern computers can hold huge amounts of information.
رایانه‌های مدرن توانایی ذخیره سازی مقدار بسیار زیادی اطلاعات را دارند.
television   تلویزیون
Your problem is that you watch too much television.
مشکل تو این است که زیاد تلویزیون تماشا می‌کنی.
mirror   اینه
The image you see in the mirror seems to be reversed.
تصویری که در آینه می‌بینید به نظر برعکس است.
radio   رادیو
Her grandmother listens to radio every morning.
مادر بزرگ او هرروز صبح رادیو گوش می‌کند.
comb   شانه
I always carry a comb in my handbag.
همیشه داخل کیف دستی‌ام یک شانه همراه خود دارم.
newspaper   روزنامه
There's a good arts coverage in the newspaper, but not much social commentary.
این روزنامه مسائل هنری را به خوبی پوشش می‌دهد؛ اما گزارشات کاملی درباره‌ی مسائل اجتماعی ارائه نمی‌دهد.
cooking   آشپزی کردن
I'm trying to be more creative with my cooking.
دارم تلاش می‌کنم در آشپزی‌ام خلاقانه تر عمل کنم.
playing   بازی کردن
Mohammad loves playing chess a lot.
محمد شطرنج بازی کردن را بسیار دوست دارد.
washing   شست و شو
I've already done one lot of washing.
تا همین الان هم شست و شوی زیادی انجام داده‌ام.
fixing   تعمیر کردن
His father is fixing the broken door.
پدر او در حال تعمیر در خراب است.
watching   تماشا کردن
He spent the entire afternoon watching a football match.
او تمام بعد از ظهر خود را به دیدن مسابقه‌ی فوتبال گذراند.
working   کار کردن
The introduction of new working practices has dramatically improved productivity.
معرفی روش‌های کاری جدید، میزان سودمندی را به شدت بهبود داده است.
reading   خواندن
I wish I could find the time to do more reading.
ای کاش وقت بیشتری برای خواندن داشتم.
eating   خوردن
He paused for a moment to listen and then continued eating.
او یک لحظه مکث کرد تا گوش کند و دوباره به خوردن ادامه داد.
studying   مطالعه کردن
He was studying the whole night for the final exam.
او برای امتحان پایانی‌اش کل شب مشغول مطالعه بود.
drinking   نوشیدن
She drank a lot of water before going to bed.
او قبل از رفتن به رخت خوابش، مقدار زیادی آب نوشید.
librarian   کتابدار
Every library should have at least a librarian.
هر كتابخانه‌ای حداقل بايد يک كتابدار داشته باشد.