Result  
Correct:23+5 +115
Incorrect:26-2 -52
 Saved Time (min.): 7+1 +7
 Grade effect: 0% 0
Total gained reputation: +70
Incorrect answers
recite the Holy Quran   قرات قران مقدس
The teacher asked the students to recite the Holy Quran.
معلم از دانش آموزان خواست قرآن را قرائت کنند.
draw   کشیدن
The children drew pictures of their families.
کودکان نقاشی هایی از خانواده های خود کشیدند.
act in movies   فیلم بازی کردن
Niloofar acts in comedy movies.
نیلوفر در فیلم های کمدی بازی می کند
cook food   غذا پختن
I don't cook food very often.
من زیاد آشپزی نمی کنم.
search the Web   جستجو کردن در شبکه
We should search the web to find it.
ما باید برای یافتن آن در شبکه جستجو کنیم.
tell a story   قصه گفتن
I really like telling story for you.
من واقعا قصه گفتن برای تو را دوست دارم.
run   دویدن
Don't run, the ground is wet.
ندو , زمین خیس است.
ride a horse   اسب سواری
I learned how to ride a horse when I was six.
وقتی شش سالم بود اسب سواری را آموختم.
play basketball   بسکتبال بازی کردن
I used to play basketball with my friends everyday.
قبلا هر روز با دوستانم بسکتبال بازی می کردم.
work with a computer   کار کردن باکامپیوتر
Everyone should know how to work with a computer.
همه باید بدانند چطور با کامپیوتر کار کنند.
play ping-pong   پینگ پنگ بازی کردن
Alireza Usually plays ping-pong around here.
علیرضا معمولا در این حوالی پینگ پونگ بازی می کند.
play tennis   تنیس بازی کردن
Jack can't play tennis with you since he is injured.
جک به دلیل مصدومیتش نمیتواند با تو تنیس بازی کند
play chess   شطرنج بازی کردن
She is good at playing chess.
او خوب شطرنج بازی می کند.
Wednesday   چهارشنبه
The restaurant is always closed on Wednesdays.
رستوران همیشه چهارشنبه ها تعطیل است.
Thursday   پنج شنبه
The shops stay open late on Thursdays.
پنج شنبه ها، مغازه ها تا دیر وقت باز هستند.
Friday   جمعه
I haven't spoken to him since last Friday.
از جمعه ی گذشته تا حالا با او صحبت نکرده ام.
Afternoon   بعد از ظهر، عصر
He goes to the gym every afternoon.
او هرروز عصر به باشگاه می رود.
Night   شب
Ashkan is dealing with a severe toothache since last night.
اشکان از دیشب در حال دست و پنجه نرم کردن با دندان درد شدیدش است.
go to the gym   رفتن به باشگاه
He goes to the gym every afternoon.
او هرروز عصر به باشگاه می رود.
day   روز
It took us almost a day to get here.
تقریبا یک روز طول کشید که به اینجا برسیم.
go to school   رفتن به مدرسه
Students go to school every day.
دانش آموزان هرروز به مدرسه می روند.
go to library   رفتن به کتابخانه
Zahra goes to the library to study her lessons.
زهرا برای درس خواندن به کتابخانه می رود.
go-shopping   خرید کردن
My mother went shopping yesterday.
مادرم دیروز به خرید رفت.
relax   استراحت کردن
we should relax after school.
ما باید بعد از مدرسه استراحت کنیم.
climb a mountain   کوهنوردی کردن
climbing the Towchal mountain is difficult.
کوهنوردی کردن درکوه های توچال دشوار است.
study lessons   درس خواندن
she always studies the lessons after school.
او همیشه بعد از مدرسه درس هایش را میخواند.
Correct answers
play badminton   بدمینتون بازی کردن
Sina loves to play badminton.
سینا بدمینتون بازی کردن را دوست دارد.
type   تایپ کردن
She asked me to type a couple of letters.
او از من خواست که چند نامه را بنویسم.
play sports   ورزش کردن
I love playing sport with my friends.
من ورزش کردن با دوستانم را بسیار دوست دارم.
play volleyball   والیبال بازی کردن
Why did you play volleyball with these people?
چرا با این افراد والیبال بازی میکنی؟
ride a bicycle   دوچرخه سواری
can you ride a bicycle?
میتوانی دوچرخه سوار کنی؟
make a cake   کیک پختن
When are you going to make the cake?
چه زمانی می خواهی کیک را بپزی؟
Week   هفته
We go to the cinema about once a week.
ما تقریبا هر هفته یک بار به سینما می رویم.
Morning   صبح
He uses the public metro every morning .
او هرروز صبح از متروی عمومی استفاده می کند
Weekend   آخر هفته
I have a lot of homework to do over the weekend.
تکالیف زیادی دارم که باید این آخر هفته آنها را انجام دهم.
play football   فوتبال بازی کردن
Most of the boys like to play football.
بیشتر پسرها فوتبال بازی کردن را دوست دارند.
Tuesday   سه شنبه
The work has to be finished by next Tuesday.
این کار باید تا سه شنبه ی هفته آینده تمام شده باشد.
do a puzzle   حل پازل
Babak does the puzzle in 4 hours.
بابک پازل را در 4 ساعت حل می کند.
take photos   عکس گرفتن
The photographer took some nice photos of the sunset.
عکاس عکس های زیبایی از غروب خورشید گرفت.
make tea   چای دم کردن
Please make some tea for us.
لطفا برای ما چای دم کنید.
draw a picture   نقاشی کشیدن
Ali drew an awesome picture of the nearby tree.
علی نقاشی زیبایی از درختی که در آن نزدیکی بود کشید.
watch TV   تماشا کردن تلویزیون
you will watch TV after you finish your homework.
بعد از اتمام تکالیفت تلویزیون تماشا خواهی کرد.
Monday   دوشنبه
We will be meeting next Monday.
دوشننبه ی هفته ی آینده، ما با هم جلسه خواهیم داشت.
swim   شنا کردن
I learned to swim when I was five.
وقتی 5 ساله بودم شنا کردن را یاد گرفتم.
visit relatives   ملاقات خویشاوندان
we visit our relatives in Nowruz.
ما خویشاوندانمان را در نوروز ملاقات می کنیم.
Sunday   یکشنبه
I haven't done any exercise since last Sunday.
از یکشنبه ی هفته ی گذشته تا حالا اصلا تمرین نکرده ام.
speak (English)   صحبت کردن
Would you mind speaking more slowly, please?
آیا ممکن است لطفا کمی آرام تر صحبت کنید؟
Weekdays   روزهای غیرتعطیل
On weekdays I'm usually in bed by eight o'clock.
در روزهای غیر تعطیل، معمولا تا ساعت 8 صبح در تخت خواب هستم.
Saturday   شنبه
Saturday is my favorite day of the week.
شنبه روز مورد علاقه ی من در هفته است.