Result  
Correct:23+5 +115
Incorrect:0-2 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total gained reputation: +118
Correct answers
play badminton   بدمینتون بازی کردن
Sina loves to play badminton.
سینا بدمینتون بازی کردن را دوست دارد.
type   تایپ کردن
She asked me to type a couple of letters.
او از من خواست که چند نامه را بنویسم.
play sports   ورزش کردن
I love playing sport with my friends.
من ورزش کردن با دوستانم را بسیار دوست دارم.
play volleyball   والیبال بازی کردن
Why did you play volleyball with these people?
چرا با این افراد والیبال بازی میکنی؟
ride a bicycle   دوچرخه سواری
can you ride a bicycle?
می توانی دوچرخه سوار کنی؟
make a cake   کیک پختن
When are you going to make the cake?
چه زمانی می خواهی کیک را بپزی؟
week   هفته
We go to the cinema about once a week.
ما تقریبا هر هفته یک بار به سینما می رویم.
morning   صبح
He uses the public metro every morning .
او هرروز صبح از متروی عمومی استفاده می کند
weekend   آخر هفته
I have a lot of homework to do over the weekend.
تکالیف زیادی دارم که باید این آخر هفته آنها را انجام دهم.
play football   فوتبال بازی کردن
Most of the boys like to play football.
بیشتر پسرها فوتبال بازی کردن را دوست دارند.
Tuesday   سه شنبه
The work has to be finished by next Tuesday.
این کار باید تا سه شنبه ی هفته آینده تمام شده باشد.
do a puzzle   حل پازل
Babak does the puzzle in 4 hours.
بابک پازل را در 4 ساعت حل می کند.
take photos   عکس گرفتن
The photographer took some nice photos of the sunset.
عکاس عکس های زیبایی از غروب خورشید گرفت.
make tea   چای دم کردن
Please make some tea for us.
لطفا برای ما کمی چای دم کنید.
draw a picture   نقاشی کشیدن
Ali drew an awesome picture of the nearby tree.
علی نقاشی زیبایی از درختی که در آن نزدیکی بود کشید.
watch TV   تماشا کردن تلویزیون
You will watch TV after you finish your homework.
بعد از اتمام تکالیفت تلویزیون تماشا خواهی کرد.
Monday   دوشنبه
We will be meeting next Monday.
دوشننبه ی هفته ی آینده همدیگر را خواهیم دید.
swim   شنا کردن
I learned to swim when I was five.
وقتی 5 ساله بودم شنا کردن را یاد گرفتم.
visit relatives   ملاقات خویشاوندان
We visit our relatives in Nowruz.
ما خویشاوندانمان را در نوروز ملاقات می کنیم.
Sunday   یکشنبه
I haven't done any exercise since last Sunday.
از یکشنبه ی هفته ی گذشته تا حالا اصلا تمرین نکرده ام.
speak (English)   صحبت کردن
Would you mind speaking more slowly, please?
ممکن است لطفا کمی آرام تر صحبت کنید؟
weekdays   روزهای غیرتعطیل
On weekdays I'm usually in bed by eight o'clock.
در روزهای غیر تعطیل، معمولا تا ساعت 8 صبح در تخت خواب هستم.
Saturday   شنبه
Saturday is my favorite day of the week.
شنبه روز مورد علاقه ی من در هفته است.