Result  
Correct:2+5 +10
New words:2+10 +20
Incorrect:0-2 0
Not Answered:0-1 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total Score: +30
Saturday   شنبه
Saturday is the first day of week in Iran.
در ایران، شنبه اولین روز هفنه است.
Thursday   پنج شنبه
he goes to a drawing class on Thursdays.
او پنج شنبه ها به کلاس نقاشی می رود.
Sunday   یکشنبه
We're going to visit my uncle on Sunday.
قرار است روز یکشنبه به دیدن عمویم برویم.
Friday   جمعه
I haven't spoken to him since last Friday.
از جمعه ی گذشته تا حالا با او صحبت نکرده ام.
Monday   دوشنبه
Monday is the third day of the week.
دوشنبه سومین روز هفته است.
date   تاریخ
What is your date of birth?
تاریخ تولد شما چه زمانی است؟
Tuesday   سه شنبه
The work has to be finished by next Tuesday.
این کار باید تا سه شنبه ی هفته آینده تمام شده باشد.
month   ماه
The project will be finished in the next few months.
این پروژه در چند ماه آینده به اتمام خواهد رسید.
Wednesday   چهارشنبه
Sepehr visits his friends on Wednesdays.
سپهر چهارشنبه ها دوستانش را ملاقات می کند.
January   ژانویه
The gym always gets a lot of new members in January.
همیشه در ماه زانویه، اعضای جدیدی به باشگاه اضافه می شوند.
July   ژوئیه
Our next meeting will be on 3 July.
جلسه بعدی ماه روز سوم ژوئیه خواهد بود.
February   فوریه
Her birthday is in February.
تولد او در فوریه است.
August   اوت
They usually go to their hometown in August for vacation.
آنها معمولا در ماه اوت برای تعطیلات به زادگاه شان می روند
March   مارس
I hope to see you again in March.
امیدوارم دوباره شما را در ماه مارس ببینم.
September   سپتامبر
Sara is starting school next September.
سارا مدرسه را از سپتامبر سال آینده شروع می کند.
April   آوریل
There is still snow on the ground here in April.
در این مکان در ماه آوریل هم هنوز برف روی زمین است.
October   اکتبر
I have to wait until October to see the specialist.
باید تا ماه اکتبر منتظر بمانم تا متخصص را ببینم.
year   سال
We look forward to greater success in the coming year.
ما به موفقیت بیشتر در سال پیش رو امیدوار هستیم.
seven   هفت
The restaurant opens for dinner at seven.
رستوران برای وعده ی شام در ساعت هفت باز می شود.
two   دو
There are two errors in the your report.
در گزارش شما دو اشکال وجود دارد.
eight   هشت
She was eight years old when her family moved here.
وقتی خانواده ی او به اینجا آمدند، او هشت ساله بود.
three   سه
Due to roadworks, three lanes of highway have to converge into two.
به دلیل انجام عملیات راه داری، سه خط بزرگ راه باید به دو خط همگرا شوند.
nine   نه
I've booked a table at the restaurant for nine o'clock.
من میزی را برای ساعت نه در رستوران رزرو کرده ام.
four   چهار
Most animals have four legs.
بیشتر حیوانات چهار پا دارند.
ten   ده
The boat is ten meters in length.
طول قایق ده متر است.
five   پنج
I work five days a week.
من پنج روز در هفته کار می کنم.
one   یک
When one engine stopped, we had to turn round and return home.
وقتی که یکی از موتور ها از کار ایستاد، مجبور به دور زدن و برگشتن به خانه شدیم.
six   شش
He cut the cake into six pieces.
او کیک را به شش تکه تقسیم کرد.
twelve   دوازده
Hotel guests should vacate their rooms by twelve noon.
مهمانان هتل باید اتاق های خود را تا ساعت دوازده ظهر تخلیه کنند.
thirteen   سیزده
Some people think that thirteen is an unlucky number.
برهی مردم فکر می کنند که سیزده عدد بدیمنی است.
eighteen   هجده
The product of six and three is eighteen.
حاصلضرب شش در سه برابر است با هجده.
fifteen   پانزده
She was about fifteen years old when she won her first championship.
وقتی که اولین قهرمانی اش را از آن خود کرد حدودا پانزده سال داشت.
twenty   بیست
It takes me twenty minutes to get to work.
بیست دقیقه طول می کشد تا به سر کار برسم.
sixteen   شانزده
We've got sixteen people coming for lunch.
ما برای ناهار شانزده مهمان داریم.
thirty   سی
He got married when she was thirty years old.
او وقتی سی ساله بود ازدواج کرد.
seventeen   هفده
She will be seventeen years old next year.
او سال آینده هفده ساله می شود.
forty   چهل
She was a successful lawyer by the time she was forty.
وقتی که به سن چهل سالگی رسیده بود، وکیل موفقی شده بود.
fifty   پنجاه
There are about fifty calories in an apple.
یک سیب حدودا پنجاه کالری دارد.
eighty   هشتاد
They've invited eighty guests to the wedding.
آنها هشتاد نفر را به عنوان مهمان به عروسی دعوت کردند.
sixty   شصت
There are sixty seconds in a minute.
هر دقیقه شصت ثانیه است.
ninety   نود
He got a speeding ticket for driving at ninety kilometer per hour on the city streets.
او در خیابان های شهر با سرعت 90 کیلومتر بر ساعت حرکت می کرد، لذا به دلیل سرعت غیر مجاز جریمه شد.
seventy   هفتاد
This house was built seventy years ago.
این خانه هفتاد سال پیش ساخته شده است.
one-hundred   صد
We've driven about one hundred kilometers in the last two hours.
در دو ساعت گذشته، حدودا صد کیلومتر رانندگی کرده ایم.
Correct answers
fourteen   چهارده
At the age of fourteen I had never even been on a train, let alone an aircraft.
تا سن چهارده سالگی، تا به حال سوار قطار نشده بودم. چه برسد به هواپیما!
nineteen   نوزده
Her novels have been translated into nineteen languages.
رمان های او به نوزده زبان ترجمه شده اند.