Result  
Correct:3+5 +15
Incorrect:58-2 -116
 Saved Time (min.): 9+1 +9
 Grade effect: 0% 0
Total gained reputation: -92
Incorrect answers
tall   قدبلند
My view was blocked by a tall man in front of me.
مرد بلندی که جلوی من ایستاده بود، نمی گذاشت خوب ببینم.
sandal   صندل
She has a really beautiful pair of sandals.
او یک جفت صندل واقعا زیبا دارد.
short   کوتاه قد
I'm fairly short but my brother's very tall.
من قد کوتاه هستم اما برادرم خیلی قد بلند است.
sunglasses   عینک آفتابی
Farhad never goes out without sunglasses.
فرهاد هرگز بدون عینک آفتابی بیرون نمی رود.
sock   جوراب
The little boy was wearing odd socks.
آن پسر کوچک جوراب هایی با رنگ های مختلف پایش کرده بود.
belt   کمربند
He had eaten so much that he had to loosen his belt a little.
او آنقدر خورده بود که مجبور شد کمر بندش را کمی شل کند.
glove   دستکش
Those gloves look nice and warm.
آن دستکش ها به نظر زیبا و گرم هستند.
glasses   عینک
Where are my glasses?
عینک من کجاست؟
dress   پیراهن زنانه
She was wearing exactly the same dress as I was.
او پیراهنی دقیقا شبیه به پیراهنی که من پوشیده بودم به تن داشت.
chador   چادر
Zahra aways wears her black chador whenever she wants to get outside.
زهرا هر وقت که می خواد از خانه بیرون رود، چادر مشکی اش را می پوشد.
cap   کلاه
The captain of the ship wore a special cap.
کاپیتان کشتی یک کلاه مخصوص بر سر داشت.
scarf   روسری
She was wearing a hat and a scarf against the cold.
او به خاطر سرما یک کلاه همراه با روسری پوشیده بود.
suit   کت و شلوار
All the businessmen were wearing black suits.
همه ی بازرگانان کت و شلوار مشکی به تن داشتند.
manteau   مانتو
She was wearing an expensive manteau the other day
او دیروز یک مانتوی گران قیمت به تن داشت.
jacket   ژاکت
I felt a bit cold so I put on a jacket.
کمی احساس سرما کردم به همین خاطر ژاکتم را پوشیدم.
trousers   شلوار
I need a new pair of trousers to go with this jacket.
باید یک شلوار جدید بخرم که به این ژاکت بیاید.
T-shirt   تی شرت
I was only wearing a T-shirt when the rain started.
من فقط یک تی شرت به تن داشتم که باران شروع به باریدن کرد.
shoes   کفش
take off your shoes before enter the house.
قبل از وارد شدن به خانه کفش هایتان را در بیارد.
shirt   پیراهن مردانه
The sleeve of his shirt was torn at the elbow.
آستین پیراهنش در قسمت بازو پاره شده بود.
black   سیاه
I heard a loud bang and then saw black smoke.
من صدای انفجار بلندی شنیدم و سپس دود سیاهی دیدم.
blue   آبی
For weeks we had cloudless blue skies.
آسمان ما تا چند هفته آبی و بدون ابر بود.
yellow   زرد
It was early autumn and the leaves were turning yellow
اوایل پاییز یود و برگ ها در حال زرد شدن بودند.
white   سفید
I like the contrast of the white trousers with the black jacket.
اختلاف رنگی که بین شلوار سقید و ژاکت سیاه است را دوست دارم.
green   سبز
I think I'll take your advice and get the green dress.
فکر کنم به راهنمایی ات گوش کنم و لباس بز رنگ را بخرم.
gray   خاکستری
I don't like the gray sky because it will probable rain.
من آسمان خاکستری را دوست ندارم چرا که احتمال وقوع باران در آن زیاد است.
red   قرمز
She and I both have red hair but hers is lighter than mine.
رنگ موی من و او هر دو قرمز است اما رنگ موی او روشن تر از من است.
orange   نارنجی
The door was painted orange.
در با رنگ نارنجی رنگ شده بود.
brown   قهوه ای
Both my parents have brown hair.
موی هر دوی والدینم قهوه ای رنگ است.
pink   صورتی
He was wearing a nice looking pink T-shirt.
او یک تی شرت صورتی زیبا به تن کرده بود.
Living room   اتاق نشیمن
That picture would go well on the wall in the living room.
آن عکس اگر روی دیوار اتاق نشیمن قرار بگیرد جلوه ی خوبی خواهد داشت.
stairs   راه پله
Her office is at the top of the stairs.
دفتر کار او بالای راه پله قرار دارد.
bedroom   اتاف خواب
The house has four bedrooms, so it's pretty big.
آن خانه چهار اتاق خواب دارد، بنابراین حتما خانه ی خیلی بزرگی است.
kitchen   اشپزخانه
The delicious smell of freshly-made coffee came from the kitchen.
بوی خوب قهوه ی تازه از آشپزخانه به مشام می رسید.
bathroom   حمام
The bathroom's on the right at the end of the passage.
حمام در انتهای راهرو در سمت راست قرار دارد.
garage   پارکینگ
Did you put the car in the garage?
آیا اتومبیل را داخل پارکینگ گذاشتی؟
apartment   آپارتمان
I'll give you the keys to my apartment.
کلید های آپارتمانم را به تو خواهم داد.
villa   ویلا
They have a really big villa in Rasht.
آنها یک ویلای واقعا بزرگ در رشت دارند.
tower   برج
From the top of the tower, the outlook over the city was breathtaking..
از بالای برج، دیدن نمای کل شهر بسیار مهیج بود.
bookcase   جاکتابی
There are so many books in the bookcase.
کتاب های زیادی در جاکتابی قرار داده شده اند.
blanket   پتو
She wrapped the baby in a blanket.
او یک پتو به دور نوزاد پیچید.
clock   ساعت دیواری
We have an antique clock on our living room.
ما یک ساعت دیواری عتیقه در اتاق نشیمن خود داریم.
table   میز
They sat round the dinner table, arguing about different things.
آنها درحالی که مشغول بحث در مورد مسائل مختلفی بودند، دور میز شام نشستند.
computer   رایانه
Modern computers can hold huge amounts of information.
رایانه های مدرن توانایی ذخیره سازی مقدار بسیار زیادی اطلاعات را دارند.
television   تلویزیون
Your problem is that you watch too much television.
مشکل تو این است که زیاد تلویزیون تماشا می کنی.
mirror   اینه
The image you see in the mirror seems to be reversed.
تصویری که در آینه می بینید به نظر برعکس است.
radio   رادیو
Her grandmother listens to radio every morning.
مادر بزرگ او هرروز صبح رادیو گوش می کند.
comb   شانه
I always carry a comb in my handbag.
همیشه داخل کیف دستی ام یک شانه همراه خود دارم.
newspaper   روزنامه
There's a good arts coverage in the newspaper, but not much social commentary.
این روزنامه مسائل هنری را به خوبی گوشش می دهد اما نظرات زیادی در مورد مسائل اجتمعای در آن وجود ندارد.
cooking   آشپزی کردن
I'm trying to be more creative with my cooking.
دارم تلاش می کنم در آشپزی ام خلاقانه تر عمل کنم.
playing   بازی کردن
Mohammaad loves playing chess a lot.
محمد شطرنج بازی میککردن را بسیار دوست دارد.
washing   شست و شو
I've already done one lot of washing.
تا همین الان هم شست و شوی زیادی انجام داده ام.
fixing   تعمیر کردن
His father is fixing the broken door.
پدر او در حال تعمیر در خراب است.
watching   تماشا کردن
He spent the entire afternoon watching a football match.
او تمام بعد از ظهر خود را با دیدن یک مسابقه ی قوتبال گذراند.
working   کار کردن
The introduction of new working practices has dramatically improved productivity.
معرفی روش های کاری جدید، میزان تولید را به شدت بهبود داده است.
reading   خواندن
I wish I could find the time to do more reading.
ای کاش وقت بیشتری برای خواندن داشتم.
eating   خوردن
He paused for a moment to listen and then continued eating.
او یک لحظه برای گوش دادن صبر کرد و دوباره به خوردن ادامه داد.
studying   مطالعه کردن
He was studying the whole night for final exam.
او برای امتحان پایانی اش کل شب مغشول مطالعه بود.
drinking   نوشیدن
She drank a lot of water before going to bed.
او قبل از رفتن به رخت خوابش، مقدار زیادی آب نوشید.
Correct answers
sweater   ژاکت
you should put on your sweater because it's really cold outside.
باید ژاکتت را بپوشی چرا که بیرون از خانه واقعا سرد است.
coat   کت
She was wearing a heavy winter coat.
او یک کت سنگین زمستانی به تن داشت.
flat   اپارتمان
They have a house in Karaj and a flat in Tehran.
آنها یک خانه در کرج و یک آپارتمان در تهران دارند.