Result  
Correct:14+5 +70
New words:3+10 +30
Incorrect:0-2 0
Not Answered:0-1 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total Score: +100
Correct answers
camera   دوربین عکاسی
You can't bring your camera to this exhibition.
شما نمی‌توانید دوربین عکاسیتان را داخل این نمایشگاه بیاورید.
light bulb   لامپ
Thomas Edison invented the light bulb.
توماس ادیسون لامپ را اختراع کرد.
telephone   تلفن
She spends hours on the telephone every day.
او هر روز چندین ساعت با تلفن مشغول است.
scientist   دانشمند
Scientists haven't found a cure for cancer yet.
دانشمندان هنوز درمانی برای سرطان نیافته‌اند.
laboratory   آزمایشگاه
This laboratory is equipped with the latest computers.
این آزمایشگاه مجهز به جدیدترین سیستم‌های کامپیوتری است.
building   ساختمان
This building is owned by the president.
این ساختمان متعلق به رئیس جمهور است.
medicine   دارو
She knows a lot about herbal medicines.
او اطلاعات زیادی در مورد داروهای گیاهی دارد.
famous   مشهور
I'm going to be a famous soccer player when I grow up.
وقتی بزرگ شوم یک فوتبالیست مشهور خواهم شد.
build   ساختن
They're building new houses by the river.
آن‌ها در حال ساخت خانه‌های جدیدی در کنار رودخانه هستند.
energetic   پرانرژی
The kindergarten organizes lots of energetic activities for the kids.
مهد کودک فعالیت‌های پرانرژی زیادی را برای کودکان سامان‌دهی می‌کند.
feel weak   احساس ضعف کردن
He felt weak because of his illness.
او به خاطر بیماری‌اش احساس ضعف می‌کرد.
success   موفقیت
His success in the experiment surprised everyone.
موفقیت او در آزمایش همه را شگفت‌زده کرد.
invent   اختراع کردن
The light bulb was invented over a hundred years ago.
لامپ بیش از صد سال پیش اختراع شده است.
narrate   نقل کردن- شرح دادن
He narrated the story of Rustam and Sohrab.
او داستان رستم و سهراب را نقل کرد.