Result  
Correct:17+5 +85
Incorrect:14-2 -28
 Saved Time (min.): 4+1 +4
 Grade effect: +15% +9
Total gained reputation: +70
Incorrect answers
milk   شیر خوراکی
Goat's milk has a bad smell.
شیر بز بوی بدی می دهد.
check   کیش (در شطرنج)
In chess, check means putting the other player's king under direct attack.
در شطرنج، کیش به معنای قرار گرفتن شاه بازیکن مقابل در معرض حمله مستقیم است.
latch   کلون- چفت
Don't forget to leave the front door on the latch if you go to bed before I get back.
اگر قبل از برگشتن من می خوابی، فراموش نکن که چفت در را بیاندازی.
match   کبریت
Match burns when rubbed firmly against a rough surface
کبریت وقتی آتش می گیرد که محکم بر روی سطح زبری کشیده شود.
switch   کلید برق
She flicked the on-off switch.
کلید برق را زد (چراغ را روشن کرد).
chest   صندوقچه
Her books and clothes were packed into chests and sent to Canada.
کتاب ها و لباس هایش در چند صندوق بسته بندی و به کانادا فرستاده شد.
hutch   قفس- لانه- جعبه حیوانات
He bought a hutch for keeping his rabbits.
برای نگهداری خرگوش هایش یک قفس خرید.
chip   خرده- تراشه
I can see the wood chips.
می توانم خرده چوب ها را ببینم.
egg   تخم مرغ
How do you like your eggs - fried or boiled?
دوست داری تخم مرغت چگونه باشد؟ سرخ شده یا پخته؟
cross   بعلاوه- ضربدر- علامت صلیب
All my answers were wrong - look, the teacher put a cross against all of them!
تمام پاسخ هایم اشتباه بود- ببین، معلم جلوی همه آن ها ضربدر گذاشته!
insect   حشره
Ants, butterflies, and flies are all insects.
مورچه ها، پروانه ها، و مگس ها همه جزو حشرات هستند.
gulf   خلیج
Last year my father had a travel to the Gulf of Mexico.
پدرم سال گذشته سفری به خلیج مکزیک داشت.
tank   مخزن مایعات
Liquid and solid waste is collected in the tank.
فضولات مایع و جامد در این مخزن جمع آوری می شود.
shut   بستن
Mary shut her book and put it down on the table.
مری کتابش را بست و آن را روی میز گذاشت.
Correct answers
honey   عسل
Pour the honey into the bowl and mix it thoroughly with the other ingredients.
عسل را داخل کاسه بریزید و آن را کاملا با دیگر مواد اولیه مخلوط کنید.
chop   کباب دنده
Chop is a small piece of meat with a bone in it.
کباب دنده، تکه کوچکی از گوشت با استخوان است.
sink   فرو رفتن در آب- سینک ظرفشویی
Enemy aircraft sank two battleships.
هواپیمای دشمن دو کشتی جنگی را غرق کرد.
wink   چشمک
Laura winked at me as Stephen turned his head.
وقتی استفان سرش را چرخاند، لورا به من چشمک زد.
crib   تختخواب نوزاد
Crib is a small bed for a baby or young child with high bars around the sides.
تختخواب نوزاد، تخنی کوچک برای نوزاد یا کودک است که در کناره هایش میله های بلندی دارد.
twig   شاخه درخت
We collected dry twigs to start the fire.
شروع به جمع کردن شاخه های خشک (درختان) کردیم تا آتش روشن کنیم.
chick   جوجه مرغ
Chick is a young chicken.
جوجه، یک مرغ کوچک است.
chess   شطرنج
In chess, the pieces can only move in certain directions.
در شطرنج مهره ها فقط می توانند در مسیرهای معین حرکت کنند.
pitch   زمین بازی
Supporters ran onto the pitch.
طرفداران به طرف زمین بازی هجوم آوردند.
crutch   چوب زیر بغل
Martin broke his leg and has been on crutches for the past six weeks.
پای مارتین شکست و او در شش هفته اخیر از چوب زیر بغل استفاده کرد.
bench   نیمکت
A park bench is a seat in a public place.
نیمکت پارک، صندلی ای در یک محل عمومی است.
mitt   دستکش یک انگشتی- دستکش بوکس و بیسبال
I use oven mitts while cooking.
هنگام پخت و پز از دستکش فر استفاده می کنم.
chimp   شامپانزه
Chimp is a small, very intelligent African ape with black or brown fur.
شامپانزه یک حیوان آفریقایی بسیار باهوش است که (بدنش) مویی سیاه یا قهوه ای دارد.
dress   پیراهن زنانه/ دخترانه
She had worn a very beautiful long dress last night.
شب گذشته پیراهن بلند بسیار زیبایی پوشیده بود.
shin   ساق پا
She has a nasty bruise on her shin.
او کبودی دردناکی بر روی ساق پایش دارد.
chin   چانه ( در صورت)
She sat behind the table, her chin resting in her hands.
پشت میز نشست، در حالی که دست هایش را در زیر چانه اش گذاشته بود.
tongs   انبر
you can use tongs for picking up objects.
می توانی از انبر برای برداشتن چیزها استفاده کنی.