Result  
Correct:10+5 +50
New words:9+10 +90
Incorrect:7-2 -14
Not Answered:0-1 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total Score: +126
Incorrect answers
log   هیزم- کنده درخت
He hid the coins in a hollow log.
او سکه ها را در کنده توخالی یک درخت پنهان کرد.
crutch   چوب زیربغل
Martin broke his leg and has been on crutches for the past six weeks.
پای مارتین شکست، او در شش هفته اخیر از چوب زیر بغل استفاده کرده.
bunk   تختخواب طبقاتی یا دیواری
The twins sleep in bunk beds.
دوقلوها در تخت خواب دو طبقه می خوابند.
robin   سینه سرخ- مرغ نوروزی
Robins mostly appear in the winter and are pictured on Christmas cards.
سینه سرخ بیشتر در زمستان دیده می شود و تصویر آن بر روی کارت های کریسمس می آید.
hutch   قفس- لانه- جعبه حیوانات
He has a hutch in which his rabbits are kept.
قفسی دارد که خرگوش هایش را در آن نگهداری می کند.
skunk   راسو
Skunk has an unpleasant smell as a defence when it is attacked.
راسو وقتی مورد حمله قرار می گیرد به عنوان وسیله دفاعی بوی بد از خود ایجاد می کند.
ring   حلقه- انگشتر
He bought her a diamond ring.
او برایش یک انگشتری الماس خرید.
Correct answers
tub   تشت- لگن
I'll fill the tub for you while you take off those wet clothes.
در حالی که آن لباس های خیس را در می آورید، من تشت را بریتان پر (از آب) می کنم.
swing   تاب (بازی)
I have a swing on which I can sit and move backwards and forwards easily.
تابی دارم که می توانم رویش بنشینم و به راحتی به جلو و عقب تاب بخورم.
lemon   لیمو
For this recipe you need the juice of two lemons.
برای این دستور غذایی به آب دو لیمو نیاز دارید.
string   سیم- کابل
When you pull the strings, the puppet's arms and legs move.
وقتی سیم ها را می کشی، دست و پای عروسک های خیمه شب بازی حرکت می کند.
button   دکمه
I fastened the buttons on my blouse.
دکمه های بلوزم را بستم.
ribbon   روبان
Sandra often wears a ribbon in her hair.
ساندرا معمولا روبانی به موهایش می بندد.
magnet   آهن ربا
Magnet is able to attract both iron and steel objects.
آهن ربا قادر است هم اجسام آهنی و هم اجسام فولادی را جذب کند.
pink   صورتی
Have you been in the sun? Your nose is a bit pink.
زیر آفتاب بودی؟ بینی ات کمی صورتی شده.
brush   برس
I can't find my brush, but I still have my comb.
نمی توانم برسم را پیدا کنم، اما هنوز شانه ام را دارم.
sink   سینک ظرف شویی
There's no need to get so angry about a few dirty dishes in the sink!
نیازی نیست به خاطر چند ظرف که در سینک قرار دارند و شسته نشده اند انقدر عصبانی شوی.