Result  
Correct:29+5 +145
New words:29+10 +290
Incorrect:2-2 -4
Not Answered:0-1 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total Score: +431
Incorrect answers
sweater   ژاکت
you should put on your sweater because it's really cold outside.
باید ژاکتت را بپوشی چرا که بیرون از خانه واقعا سرد است.
coat   کت
She was wearing a heavy winter coat.
او یک کت سنگین زمستانی به تن داشت.
Correct answers
sock   جوراب
The little boy was wearing odd socks.
آن پسر کوچک جوراب هایی با رنگ های مختلف پایش کرده بود.
green   سبز
I think I'll take your advice and get the green dress.
فکر کنم به راهنمایی ات گوش کنم و لباس بز رنگ را بخرم.
shirt   پیراهن مردانه
The sleeve of his shirt was torn at the elbow.
آستین پیراهنش در قسمت بازو پاره شده بود.
suit   کت و شلوار
All the businessmen were wearing black suits.
همه ی بازرگانان کت و شلوار مشکی به تن داشتند.
tall   قدبلند
My view was blocked by a tall man in front of me.
مرد بلندی که جلوی من ایستاده بود، نمی گذاشت خوب ببینم.
belt   کمربند
He had eaten so much that he had to loosen his belt a little.
او آنقدر خورده بود که مجبور شد کمر بندش را کمی شل کند.
black   سیاه
I heard a loud bang and then saw black smoke.
من صدای انفجار بلندی شنیدم و سپس دود سیاهی دیدم.
dress   پیراهن زنانه
She was wearing exactly the same dress as I was.
او پیراهنی دقیقا شبیه به پیراهنی که من پوشیده بودم به تن داشت.
blue   آبی
For weeks we had cloudless blue skies.
آسمان ما تا چند هفته آبی و بدون ابر بود.
trousers   شلوار
I need a new pair of trousers to go with this jacket.
باید یک شلوار جدید بخرم که به این ژاکت بیاید.
orange   نارنجی
The door was painted orange.
در با رنگ نارنجی رنگ شده بود.
sandals   صندل
She has a really beautiful pair of sandals.
او یک جفت صندل واقعا زیبا دارد.
T-shirt   تی شرت
I was only wearing a T-shirt when the rain started.
من فقط یک تی شرت به تن داشتم که باران شروع به باریدن کرد.
sunglasses   عینک آفتابی
Farhad never goes out without sunglasses.
فرهاد هرگز بدون عینک آفتابی بیرون نمی رود.
manteau   مانتو
She was wearing an expensive manteau the other day
او دیروز یک مانتوی گران قیمت به تن داشت.
red   قرمز
She and I both have red hair but hers is lighter than mine.
رنگ موی من و او هر دو قرمز است اما رنگ موی او روشن تر از من است.
glove   دستکش
Those gloves look nice and warm.
آن دستکش ها به نظر زیبا و گرم هستند.
glasses   عینک
Where are my glasses?
عینک من کجاست؟
pink   صورتی
He was wearing a nice looking pink T-shirt.
او یک تی شرت صورتی زیبا به تن کرده بود.
gray   خاکستری
I don't like the gray sky because it will probable rain.
من آسمان خاکستری را دوست ندارم چرا که احتمال وقوع باران در آن زیاد است.
yellow   زرد
It was early autumn and the leaves were turning yellow
اوایل پاییز یود و برگ ها در حال زرد شدن بودند.
brown   قهوه ای
Both my parents have brown hair.
موی هر دوی والدینم قهوه ای رنگ است.
chador   چادر
Zahra aways wears her black chador whenever she wants to get outside.
زهرا هر وقت که می خواد از خانه بیرون رود، چادر مشکی اش را می پوشد.
scarf   روسری
She was wearing a hat and a scarf against the cold.
او به خاطر سرما یک کلاه همراه با روسری پوشیده بود.
white   سفید
I like the contrast of the white trousers with the black jacket.
اختلاف رنگی که بین شلوار سقید و ژاکت سیاه است را دوست دارم.
shoes   کفش
take off your shoes before enter the house.
قبل از وارد شدن به خانه کفش هایتان را در بیارد.
jacket   ژاکت
I felt a bit cold so I put on a jacket.
کمی احساس سرما کردم به همین خاطر ژاکتم را پوشیدم.
cap   کلاه
The captain of the ship wore a special cap.
کاپیتان کشتی یک کلاه مخصوص بر سر داشت.
short   کوتاه قد
I'm fairly short but my brother's very tall.
من قد کوتاه هستم اما برادرم خیلی قد بلند است.