Result  
Correct:27+5 +135
Incorrect:3-2 -6
 Saved Time (min.): 4+1 +4
 Grade effect: +5% +6
Total gained reputation: +139
Incorrect answers
get on a bus  سوار اتوبوس شدن
Every morning, I get on the bus to go to school.
من هرروز برای رفتن به مدرسه سوار اتوبوس می شوم.
watch a quiz show  تماشای نمایش معلومات عمومی
Tonight is a quiz show and I'm going to watch it with my family.
امشب مسابقه ی معلومات عمومی است و قرار است من آن را همراه با خانواده ام تماشا کنم.
use IT  استفاده از فن اوری اصلاعات
These days we use IT excessively.
این روزها بیش از حد از فن آوری اطلاعات استفاده می کنیم.
Correct answers
recharge your E-ticket   شارژ کردن بلیط الکترونیکی
You should recharge my E-ticket before getting on the train.
باید قبل از سوار شدن به قطار بلیط الکترونیکی خود را شارژ کنید.
receive an e-mail   دریافت یک ایمیل
She received your e-mal 2 days ago.
او ایمیل تو را دو روز پیش دریافت کرد.
donate blood   اهدای خون
There is an urgent need for blood donations.
نیاز فوری برای اهدای خون وجود دارد.
do voluntary work   انجام دادن کار داوطلبانه
The celebrities always do voluntary work.
افراد معروف همیشه کارهای داوطلبانه انجام می دهند.
look at the newsstand   نگاه کردن به دکه روزنامه فروشی
Why are you looking at the newsstand so carefully?
چرا به دکه روزنامه فروشی با دقت زیاد نگاه می کنی؟
install an antivirus program   نصب یک برنامه آنتیویروس
You need to install an antivirus program on your laptop.
باید بر روی لپتاب خود یک برنامه ی آنتی ویروس نصب کنید.
install a computer dictionary   نصب یک فرهنگ لغت کامپیوتری
You need to install a computer dictionary on this particular laptop.
باید بر روی همین لپتاب، یک فرهنگ لغت کامپیوتری نصب کنید.
send an e-mail   فرستادن ایمیل
He sent an e-mail to his professor last night.
او دیشب به استادش ایمیل فرستاد.
take out money from an ATM   گرفتن پول از خودپرداز
I don't have cash with me, I should Take out some from an ATM
من پول نقد همراهم ندارم.باید از خودپرداز مقداری پول بگیرم.
ask the information desk   پرسیدن از بخش اطلاعات
If you don't know this address , you can ask the information desk.
اگر آدرس را نمی دانید، میتوانید از بخش اطلاعات سوال کنید.
text a message   فرستادن پیام
I text a lot of massages to you yesterday but you didn't answer.
من دیروز پیام های زیادی برای تو فرستادم اما به آنها پاسخ ندادی/
interview somebody   مصاحبه کردن با کسی
I had to interview somebody for a job with a publisher last week
هفته ی پیش مجبور بودم برای کاری که مرتبط با یک انتشاراتی بود با یک نفر متقاضی این کار مصاحبه داشته باشم.
see a war movie   دیدن فیلم جنگی
She doesn't like to see war movies.
او علاقه ای به دیدن فیلم های جنگی ندارد.
connect to the Internet   اتصال به اینترنت
Unfortunately, we cannot connect to the internet right now.
متاسفانه نی توانیم هم اکنون به اینترنت متصل شویم.
bring to the ER   بردن به اورژانس
I need help to bring my friend to the ER.
من برای بدن دوستم به اورژانس به کمک نیاز دارم.
call the emergency(115)   تماس های اضطراری گرفتن
You are just able to call the emergency with this cellphone.
شما فقط می توانید تماس های اضطراری با این موبایل بگیرید.
keep the city clean   تمیز نگه داشتن شهر
The sweepers do a great job in keeping the city clean.
رفتگران کار بزرگی برای تمیز نگه داشتن شهر انجام می دهند.
attend a TV program   شرکت کردن در یک برنامه تلویزیونی
I wish I could attend a TV program.
ارزو دارم در یک برنامه تلویزیونی شرکت کنم.
hire a taxi   کرایه کردن یک تاکسی
He hired a taxi because he was in a hurry.
او عجله داشت و به همین دلیل یک تاکسی کرایه کرد.
get off a bus   پیاده شدن از اتوبوس
They Got off the bus before we could talk to them.
آنها قبل از آن که بتوانیم با ایشان صحبت کنیم از قطار پیاده شدند.
download something from the internet   دانلود چیزی از اینترنت
Davood downloaded some files from the internet.
داوود چندین فایل را از اینترنت دانلود کرد.
change the TV channels   عوض کردن کانال تلویزیون
My father always changes the channel during the movie.
پدر من همیشه وسط فیلم کانال را عوض می کند.
put out fire   خاموش کردن آتش
The firefighters put out fire in the forest with great effort.
آتش نشانان با تلاش زیاد آتش را در جنگل خاموش کردند.
open an account   افتتاح حساب
Ahmad opened an new account at this bank.
احمد در این بانک حساب جدیدی افتتاح کرد.
participate in an online course   شزکت کردن در یک کلاس انلاین
It is necessary to participate in this online course.
ضروری است که در این دوره انلاین شرکت کنید.
update a blog   به روز رسانی یک وبلاگ
The owners should update the blog daily.
صاحبان وبلاگ باید هرروز آن را به روزرسانی کند.
help charity   کمک های خیریه
Thanks to a large gift from an anonymous person who helped the charity, they were able to continue their work.
به خاطر اهدایی بزرگی که یک فرد ناشناس در کمک به خیریه انجام داد، آنها توانستند فعالیت های خود را ادامه دهند.