Result  
Correct:17+5 +85
New words:17+10 +170
Incorrect:2-2 -4
Not Answered:0-1 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total Score: +251
Incorrect answers
pup   توله -سگ و برخی حیوانات
It is a seal pup.
این (حیوان) توله خوک آبی است.
mop   زمین شور
I used a mop to clean the floor of my room.
برای تمیز کردن کف اتاقم از زمین شور استفاده کردم.
six   عدد ۶
Look for a bus with a number six on the front of it.
دنبال اتوبوسی بگرد که جلویش نوشته شماره ۶.
wig   کلاه گیس
She was wearing a blonde wig.
او کلاه گیس بلوندی بر سر گذاشته بود.
pig   خوک
Moslems are forbidden to eat the meat produced from a pig .
مسلمانان از خوردن فرآورده های تولید شده از گوشت خوک منع شده اند.
fig   انجیر
Fig is a sweet, soft fruit with many seeds.
انجیر میوه شیرین و نرمی است که دانه های فراوانی دارد.
rod   میله- چوب ماهیگیری
He was given a fishing rod for his birthday.
هدیه روز تولد او یک چوب ماهیگیری بود.
log   هیزم- کنده درخت
He hid the coins in a hollow log.
او سکه ها را در کنده توخالی یک درخت پنهان کرد.
dog   سگ
We could hear dogs barking in the distance.
می توانستیم صدای پارس سگ ها را از دوردست ها بشنویم.
zip   زیپ
If you force the zip, it'll break.
اگر به زیپ فشار بیاوری، می شکند.
pot   گلدان
Some flowers grow well in pots.
بعضی از گل ها به خوبی در گلدان رشد می کنند.
dot   نقطه
Her skirt was blue with white dots.
دامن او به رنگ آبی با خال های سیاه رنگ بود.
fox   روباه
As the fox came into the yard, the chickens began squawking.
به محض این که روباه وارد حیاط شد، مرغ ها شروع به سروصدا کردند.
Correct answers
jug   پارچ
She filled the jug up with water.
پارچ را پر از آب کرد.
bus   اتوبوس
You should go by bus if you want to see the sights.
اگر می خواهی مناظر را تماشا کنی باید با اتوبوس بروی.
top   قله- نوک- چکاد
She waited for me at the top of the stairs.
او در بالای پله ها منتظر من بود.
cot   تخت خواب بچه
Cot has high bars around the sides to protect babies.
تخت نوزاد میله های بلندی در کنارش دارد که از نوزاد محافظت می کند.
cup   فنجان
Would you give me a cup of coffee?
ممکن است یک فنجان قهوه به من بدهید؟
mug   لیوان دسته دار
He washed up his mug and put it back on the shelf.
لیوانش را شست و دوباره در قفسه گذاشت.
nut   مغز(پسته و بادام)
He cracks (opens) the nuts with his teeth.
او آجیل را با دندان می شکند.
bib   پیش بند
I use a bib for my grandson when eating to protect his cloth.
وقتی نوه ام غذا می خورد برایش پیش بند می بندم تا لباسش کثیف نشود.
ox   گاو نر
he was tall and as strong as an ox.
او بلند قامت و به اندازه ی یک ژاو نر قدرتمند بود.
tub   تشت- لگن
I'll fill the tub for you while you take off those wet clothes.
در حالی که آن لباس های خیس را در می آورید، من تشت را بریتان پر (از آب) می کنم.
gum   آدامس
Gum is a sticky substance that comes from the stems of some trees.
آدامس ماده چسبنده ای است که از ساقه بعضی از درختان به دست می آید.
sun   خورشید
The sun rises in the east and sets in the west.
خورشید از مشرق طلوع کرده و در مغرب غروب می کند.
bun   کیک فنجانی
Bun is a small, sweet, usually round cake.
کیک فنجانی، کیکی کوچک، شیرین، و غالباً گردی است.
hut   کلبه
We spent the night in a wooden hut.
ما شب را در کلبه ای چوبی سپری کردیم.
pod   غلاف لوبیا
Pod is a long, narrow, flat part of some plants such as beans and peas.
غلاف بخش بلند، باریک و صاف بعضی گیاهان مانند نخود و لوبیاست.
mud   گل و لای
The vehicles got bogged down in the heavy mud.
وسایط نقلیه در گل و لای سنگین گرفتار شدند.
box   جعبه
He ate a whole box of chocolates.
او یک جعبه کامل شکلات را خورد.