Result  
Correct:20+5 +100
New words:20+10 +200
Incorrect:1-2 -2
Not Answered:0-1 0
 Saved Time (min.): 0+1 0
Total Score: +298
Incorrect answers
do experiments   انجام ازمایش
We did various experiments on the new samples
ما آزمایش های مختلفی روی نمونه های جدید انجام دادیم.
camels   شتر
Camels can travel across hot and dry deserts with little food and water.
شترها می توانند با مقدار کمی آب و غذا سرتاسر بیابان گرم و خشک را طی کنند.
ants   مورچه
They studied the behaviour of ants.
آنها روی رفتار مورچه ها مطالعاتی انجام دادند.
planets   سیاره ها
They launched a rocket to the planet Mars.
آنها یک موشک به سمت سیاره ی مریخ پرتاب کردند.
body   بدن
He felt pain all over his body.
او در همه جای بدنش احساس درد داشت.
ring   انگشتر
He gave a diamond ring to his mother as a gift.
او به مادرش یک حلقه ( انگشتر) الماس هدیه داد
heart   قلب
She has a weak heart.
او قلب ضعیفی دارد.
blood   خون
you can see the circulation of the bood in human body.
می توانی چرخش خون در بدن انسان را ببینی.
moon   ماه
The crescent of the moon is apparent.
هلال ماه مشخص است.
observatory   رصد خانه
Observatory is a special building where scientists can watch the moon, weather, etc.
رصد خانه جای مخصوصی است که دانشمندان در آن می توانند ماه وهوا وغیره را ببینند.
telescope   تلسکوپ
With a good telescope, you can see the moon with great detail.
با یک تلسکوپ خوب، می توانی ماه را با جزئیات زیاد ببینی.
microscope   میکروسکوپ
Place the speciman on microscope slide.
نمونه را بر روی لام میکروسکوپ بگذارید.
near   نزدیک
I'd like to sit near a window.
می خواهم کنار یک پنجره بنشینم.
rocky   سنگی
It was difficult for him to go through the rocky path.
برایش سخت بود که از راه سنگی عبور کند.
orbit   مدار
You can see the orbit of the earth around the sun in this picture.
شما می توانید مدار زمین به دور خورشید را در این تصویر ببینید.
powerful   نیرومند
She's the most powerful person in the organization.
او قدرتمند ترین فرد در سازمان است.
liquid   مایع
Mercury is liquid at room temperature.
جیوه در دمای اتاق مایع است.
drop   قطره
A drop of water dropped on my head.
یک قطره آب بر روی سر من افتاد.
cells   سلول ها
The human body is composed of billions of small cells. 
بدن انسان متشکل از میلیون ها سلول کوچک است.
thousand   هزار
The population of the village is about three thousand.
جمعیت روستا حدودا سه هزار نفر است.
microbes   میکروب
Microbes are too small to be seen by the human eye.
میکروب ها آنقدر کوچک هستند که با چشم انسان دیده نمی شوند.
do exercise   تمرین کردن
I haven't done any exercise all week, so I am going to go to the gym tonight.
این هفته اصلا تمرین نکرده ام، پس امشب می خواهم حتما به باشگاه بروم.
clear   واضح
The water in the lake is so clear that you can see the bottom.
آب دریاچه آنچنان شفاف است که می شود ته دریاچه را دید.
healthy   سالم
Healthy trees yield healthy fruits.
درختان سالم میوه های سالم می دهند.
defend   حفاظت کردن، دفاع کردن
The newspapers defended her against the accusations.
روزنامه ها از او در برابر اتهامات دفاع کردند.
Correct answers
scientist   دانشمند
Scientists haven't found a cure for cancer yet.
دانشمندان هنوز درمانی برای سرطان نیافته اند.
famous   مشهور
I'm going to be a famous soccer player when I grow up.
وقتی بزرگ شوم یک فوتبالیست مشهور خواهم شد.
telephone   تلفن
She spends hours on the telephone everyday.
او هر روز چندین ساعت با تلفن مشغول است.
collect   جمع اوری کردن
She started collecting antique coins last year.
از سال پیش، او شروع به جمع آوری سکه های عتیقه کرده است.
light bulb   لامپ
Thomas Edison invented the light bulb.
توماس ادیسون لامپ را اختراع کرد.
camera   دوربین عکاسی
You can't bring your camera to this exhibition.
شما نمی توانید دوربین عکاسیتان را به داخل این نمایشگاه بیاورید.
laboratory   ازمایشگاه
This laboratory is equipped with the latest computers.
این ازمایشگاه مجهز به اخرین سیستم های کامپیوتری است.
build   ساختن
They're building new houses by the river.
آنها در حال ساخت خانه های جدیدی در کنار رودخانه هستند.
feel weak   احساس ضعف کردن
He felt weak because of his illness.
او به خاطر بیماری اش احساس ضعف می کرد.
develop   توسعه - گسترش
I'm looking for a job which will enable me to develop my talents.
به دنبال شغلی می گردم که با استفاده از آن بتوانم استعداد های خود را توسعه دهم.
solve   حل کردن - راه حل پیدا کردن
She solved my mathematical problem easily.
او مسائل ریاضی مرا به راحتی حل کرد.
medicine   دارو
She knows a lot about herbal medicines.
او اطلاعات زیادی در مورد داروهای گیاهی دارد.
energetic   پر انرژی
The kintergarten organizes lots of energetic activities for the kids,
مهد کودک فعالیت های پر انرژی زیادی را برای کودکان سامان دهی می کند.
narrate   نقل کردن- شرح دادن
He narrated the story of Rustam and Sohrab.
او داستان رستم و سهراب را نقل کرد.
building   ساختمان
This building is owned by the president.
این ساختمان متعلق به رییس جمهور است.
airplane   هواپیما
Tom went to Boston by airplane.
تام با هواپیما به بستون رفت.
success   موفقیت
His success in the experiment surprized everyone.
موفقیت او در ازمایش همه را شگفت زده کرد.
invent   اختراع کردن
The light bulb was invented over a hundred years ago.
لامپ بیش از صد سال پیش اختراع شده است.
do research   تحقیق کردن
I'm doing research on ancient Persian language
دارم بر روی زبان باستانی ایران تحقیق می کنم.
grow up   بالغ شدن
She has grown up enough to be a good teacher.
او آنقدر بالغ شده که بتواند معلم خوبی شود.